کاش ما هم کربلایی می شدیم
راهی صحرای غمگین می شدیم
طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا، شعر،
برچسب ها: شعر عاشورایی،
آب را گل نكنید
شاید از دور علمدار حسین(ع)
مشك طفلان بر دوش
زخم و خون بر اندام
می رسد تا كه ازاین آب روان
پر كند مشك تهی
ببرد جرعه ی آبی
برساند به حرم
تا علی اصغر بی شیر رباب
نفسش تازه شود
و بخوابد آرام
آب را گل نكنید
كه عزیزان حسین(ع)
مهگی خیره به راهند
كه ساقی آید
و به انگشت كرم
گره كور عطش بگشاید
ادامه مطلب
طبقه بندی: شعر، امام حسین(ع) و عاشورا،
برچسب ها: شعر عاشورایی،
باز باران با ترانه
می خورد بر بام خانه
یادم آید كربلا را
دشت پر شور و نوا را
گردش یك روز غمگین
گرم و خونین
لرزش طفلان نالان
زیر تیغ و نیزه ها را
باز باران با صدای گریه های كودكانه
از فراز گونه های زرد و عطشان
با گهرهای فراوان
می چكد از چشم طفلان پریشان
پشت نخلستان نشسته
ادامه مطلب
طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا، شعر،
برچسب ها: شعر عاشورایی،
این شعر . . . حتما تا آخرش بخونید
اذا زلزلت الارض زمین محشر عظمی ست،
چه شوری ست ، چه غوغاست ؛
از این حال زمین لرزه به دلهاست
نه پستی ، نه بلندی وَ نه دریاست!
رسیده ست همان روز قیامت ، همان لحظه موعود؛
که فرمود خدا : زود رسد زود...
خلایق همه در حال فرارند وَ بی تاب و قرارند
آرام ندارند ؛ که این روز ، همان روز حساب است
همان روز سوال است و جواب است ،
ادامه مطلب
طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا، شعر،
برچسب ها: شعر عاشورایی، شعر محرم،
تا تو بودی خیمه ها آرام بود
دشمنم در كربلا نا كام بود
تا تو بودی من پناهی داشتم
با وجود تو سپاهی داشتم
تا تو بودی خیمه ها پاینده بود
اصغر شش ماهه من زنده بود
تا توبودی خیمه ها غارت نشد
بعد تو كس حافظ یارت نشد
تا تو بودی چه ره ها نیلی نبود
دستها آماده سیلی نبود
تا تو بودی دست زینب باز بود
بودنت بهر حرم اعجاز بود
تا كه مشكت پاره و بی آب
دشمن بر كینه ات شاداب شد
طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا، شعر،
برچسب ها: شعر عاشورایی، شعر محرم،

شب شب اشک و تماشاست اگر بگذارند
لحظه ها با تو چه زیباست اگر بگذارند
فکر یک لحظه بدون تو شدن کابوس است
با تو هرثانیه رویاست اگر بگذارند
مثل قدش قدمش لحن پیمبروارش
روی فرزند تو زیباست اگر بگذارند
غنچه آخر چقدر آب مگر می خواهد؟
ادامه مطلب
طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا، شعر،
برچسب ها: شعر عاشورایی، شعر محرم،





