کجایید ای شهیدان خدایی ...
اللهم عجل لولیك الفرج

مرتبه
تاریخ : 1390/10/23

کاش ما هم کربلایی می شدیم

راهی صحرای غمگین می شدیم

 
کاش ما هم با شما می آمدیم

در رهش ما نیز حسینی می شدیم

کاش الله یک نظر بر ما کند

رخصت دیدار یار بر ما کند

کاش آسمان اینقدر ابری نبود

لاله های دشت عباس، پر پر نبود

کاش ما نیز حسینی می شدیم

در رهش کشته ی فتح خدایی می شدیم

کاش مهدی فاطمه یک نظر رخ می نمود

بر همه جاماندگان کربلا، لطف می نمود...



 




طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،  شعر، 
برچسب ها: شعر عاشورایی،
ارسال توسط هم وطن
مرتبه
تاریخ : 1390/10/22

آب را گل نكنید

شاید از دور علمدار حسین(ع)

مشك طفلان بر دوش

زخم و خون بر اندام

می رسد تا كه ازاین آب روان

پر كند مشك تهی

ببرد جرعه ی آبی

برساند به حرم

تا علی اصغر بی شیر رباب

نفسش تازه شود

و بخوابد آرام

آب را گل نكنید

كه عزیزان حسین(ع)

مهگی خیره به راهند

كه ساقی آید

و به انگشت كرم

گره كور عطش بگشاید

 



ادامه مطلب
طبقه بندی: شعر،  امام حسین(ع) و عاشورا، 
برچسب ها: شعر عاشورایی،
ارسال توسط هم وطن
مرتبه
تاریخ : 1390/09/21

باز باران با ترانه

می خورد بر بام خانه

یادم آید كربلا را

دشت پر شور و نوا را

گردش یك روز غمگین     

  گرم و خونین

لرزش طفلان نالان

زیر تیغ و نیزه ها را

باز باران با صدای گریه های كودكانه

از فراز گونه های زرد و عطشان

با گهرهای فراوان

می چكد از چشم طفلان پریشان

پشت نخلستان نشسته



ادامه مطلب
طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،  شعر، 
برچسب ها: شعر عاشورایی،
ارسال توسط هم وطن
مرتبه
تاریخ : 1390/09/17


              این شعر  . . . حتما تا آخرش بخونید



             اذا زلزلت الارض زمین محشر عظمی ست،

             چه شوری ست ، چه غوغاست ؛

             از این حال زمین لرزه به دلهاست

             نه پستی ، نه بلندی وَ نه دریاست!

             رسیده ست همان روز قیامت ، همان لحظه موعود؛
 
             که فرمود خدا : زود رسد زود...

             خلایق همه در حال فرارند وَ بی تاب و قرارند

             آرام ندارند ؛ که این روز ، همان روز حساب است

             همان روز سوال است و جواب است ،



ادامه مطلب
طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،  شعر، 
برچسب ها: شعر عاشورایی، شعر محرم،
ارسال توسط هم وطن
مرتبه
تاریخ : 1390/09/17

تا تو بودی خیمه ها آرام بود
دشمنم در كربلا نا كام بود
تا تو بودی من پناهی داشتم
با وجود تو سپاهی داشتم
تا تو بودی خیمه ها پاینده بود
اصغر شش ماهه من زنده بود
تا توبودی خیمه ها غارت نشد
بعد تو كس حافظ یارت نشد
تا تو بودی چه ره ها نیلی نبود
دستها آماده سیلی نبود
تا تو بودی دست زینب باز بود
بودنت بهر حرم اعجاز بود
تا كه مشكت پاره و بی آب
دشمن بر كینه ات شاداب شد





طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،  شعر، 
برچسب ها: شعر عاشورایی، شعر محرم،
ارسال توسط هم وطن
مرتبه
تاریخ : 1390/09/15
 
امام حسین

شب شب اشک و تماشاست اگر بگذارند

لحظه ها با تو چه زیباست اگر بگذارند

فکر یک لحظه بدون تو شدن کابوس است

با تو هرثانیه رویاست اگر بگذارند

مثل قدش قدمش لحن پیمبروارش

روی فرزند تو زیباست اگر بگذارند

غنچه آخر چقدر آب مگر می خواهد؟



ادامه مطلب
طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،  شعر، 
برچسب ها: شعر عاشورایی، شعر محرم،
ارسال توسط هم وطن
آرشیو مطالب
نظر سنجی
جهت تعجیل در ظهور حضرت مهدی(عج)






صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ