تبلیغات
کجایید ای شهیدان خدایی ... - اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم عجل لولیک الفرج

 

گفته بودی سهراب
پشت دریا شهری است
که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است
ولی امروز چرا،صحبت از نور خدا نیست که نیست؟
وگناه است هم آغوش بشر
و سعادت همه جا بسته دریست
تو ندیدی انگار
شهر ما پنجره ای باز نداشت
و اگر داشت به جز منظره غصه و غم
حاصلی هیچ نداشت
و تو می گفتی باز
دست هر کودک ده ساله شهر شاخه معرفتی است
و دریغا که نگفتی که هم اکنون،اینجا
خبر از معرفتی نیست که نیست
شهر رویای تو این گونه تصور می شد
مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
که به یک شعله،به یک خواب لطیف
ولی اینجا خبری نیست از این دید قشنگ
مردم شهر من این گونه به هم می نگرند
که به مجرم،به گنهکار،به یک حس کریه
پشت دریای تو سهراب عجب شهری بود
پشت شهر منم اما عجب غوغایی است
ولی اینجا من و تو هم نظریم
دور باید شد دور
شب سرودش را خواند
نوبت پنجره هاست
تو نگو باز به من
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید
که من هر گونه نظر اندازم
چاره ای نیست به جز آمدنش
و به جز روز ظهور
و ندای انا مهدی که پیچد در باد
مثل آوای پر مرغان اساطیر که می گفتی تو
و خدا کاش، به رویای تو،به کابوس من
هر دو یکجا نظری می انداخت
و تو ای کاش نمی گفتی باز
قایقی باید ساخت
باید انداخت به آب
که دگر نیست مرا هیچ جواب
قایقی باید ساخت
و سفر کرد بر آن وعده شیرین ظهور
قایقی باید ساخت

اللهم عجل لولیک الفرج





موضوع: انتظار،
[ 1393/03/1 ] [ 10:27 ب.ظ ] [ علی پور ]