تبلیغات
کجایید ای شهیدان خدایی ...

نوروزتان فاطمی باد...


برگ دیگری از درخت زمان برزمین افتاد و سالی دیگر هم گذشت و عجب از گذران این قافله ی عمر!
چه زود میگذرند این ساعات روز ، روزهای ماه و ماههای سال ...و اینک درآستانه ی بهاری نو وداع میکنیم با سالی مملو از خاطرات ، خاطراتی خوب و بد
خنده و اشک ...
تجربه ها و فرصتها
تپش قلب..!
دم و بازدم...
دیدن...
شنیدن...
نبض زدن ها
پلک زدن
فکرکردن
و
و ...
و چقدر همیشه بی تفاوت میگذریم از این لحظات و گله وشکایت میکنیم از نداشته هایی که صلاحمان نبوده!

_ به رسم ادب و آیین دوستی به نوبه ی خودم این آغازین روزهای بهار رو تبریک و امید دارم خنده هایی از ته دل، اشک هایی از سر شوق ، روزهایی رنگارنگ ، اندیشه هایی نو ، بینش و مَنِشی به وسعت دنیا در انتظار همه ی عزیزان همراه که بنده ی حقیر رو دراین سال با شکیبایی تحمل کردن باشه ...
شروع امسالمون رو با نام ویاد گرامی خانم فاطمه زهرا آغاز میکنیم وانشالله که سرمنشأ خیروبرکت ، احسن الحالها ، و نوید فرج آقامون باشه که ربیع واقعیست!
به امید اینکه حرمت دار این روزهای فاطمی هم باشیم...


یا مقلب القلوب والابصار ، حال دلمان را منقلب کن...





" آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست ، خدایا به سلامت دارش ....


ای امید سبز ما ...

سلام خدا بر تو و خاندان پاکت باد .....

ما را در پرتگاههای هلاکت دریاب !

 

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

"اللهم عجل لولیک الفرج..."

 

 

این پست به عنوان پست ثابت در نظر گرفته شده و پست های جدید زیر این پست قرار میگیرند.





[ 1394/01/1 ] [ 03:14 ق.ظ ] [ علی پور ]

برگه امتحانی

عکس و تصویر #شهادت #شهید #شهدا اگر شهید نشویم میمیریم




موضوع: شهدا،
[ 1394/01/14 ] [ 11:54 ب.ظ ] [ علی پور ]

پروردگارا ...

ای خدایی که - عطر خدا www.atrekhoda.com

ای خدائی كه آسمان و زمین به فرمان و امر تو پایدار و متحمل زحمت است
ای خدائی كه رعد در ستایش تو در خروش است
ای خدائی كه همه در مقابل عظمت تو متواضعند
ای خدائی كه خورشید و ماه به فرمان تو در نهان و آشكارند
ای خدائی كه دل‌ها به خواست تو عاشق می‌گردند تا شاید عظمت عشق تو را اندکی دریابند
ای خدائی كه گام‌ها به نیروی تو به حركت در می‌آیند تا شاید رهپویی در مسیر بندگی تو را یادآوری کنند
ای خدائی كه قلب‌ها با محبت تو به شماره می‌افتند
ای خدائی كه قدرت مطلقی بر تمام کاینات... بر زمین و بر زمان
ای خدائی كه هرچه دارم از لطف توست...
ای خدائی كه هر چه خواستم دادی و هر آنچه را كه ندارم به تدبیر توست که بهترین مدبّری

ای شنوای شکر ها و شِكوه ها
ای منتهای امید بندگان،
ای یگانه ملجأ و پناه در نومیدی و تنهائی‌،
ای تنها كلامم در انتهای آه‌ها
ای بزرگترین مونس و شنوای حرف‌ها
ای تنها راهبر من در حیرانی‌ها
ای تنها دارائی‌ام در فقر و در غنا
ای یگانه شریك من در غم‌ها
ای همیشه همراهم در شادی‌ها ...

آن هنگام كه انبوه گناهان مرا از وصال تو دور می‌كند، جز امید بخشش تو ، مرا به سوی تو نمی‌كشاند
پروردگارا !
به امید رحمتت درگاهت را می كوبم
و به امید پناهت به‌ درگاه كرمت روی می آورم ،
به سوی تو می آیم از هر آنچه كه مرا از تو دور می كند
و می بینی كه یگانه سلاحم برای جلب مهربانی‌ات اشك‌های ندامت است

از تو می خواهم كه قلبم را آنچنان رئوف گردانی كه همواره چشمه‌های اشك از آن جاری باشد
و تجلی نور تو در زندگی‌ام، در کارهایم، در رفتارم و در تمامی حالاتم جلوه‌گر باشد.
(آمین ) یا ارحم الرّاحمین



موضوع: در مسیر خوشبختی،
[ 1393/10/12 ] [ 09:00 ب.ظ ] [ علی پور ]

خوشبختی کجاست ...

از خدا پرسید: «خوشبختی را کجا می‌توان یافت؟»
خدا گفت: «آن را در خواسته‌هایت جستجو کن و از من بخواه تا به تو بدهم.»
با خود فکر کرد و فکر کرد: «اگر خانه‌ای بزرگ داشتم بی‌گمان خوشبخت بودم.»
خداوند به او داد.
«اگر پول فراوان داشتم یقیناً خوشبخت‌ترین مردم بودم.»
خداوند به او داد.
اگر... اگر... و اگر...
اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود.
از خدا پرسید: «حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم.»
خداوند گفت: «باز هم بخواه.»
گفت: «چه بخواهم؟ هر آنچه را که هست دارم.»
خدا گفت: «بخواه که دوست بداری، بخواه که دیگران را کمک کنی، بخواه که هر چه را داری با مردم قسمت کنی.»
او دوست داشت و کمک کرد و در کمال تعجب دید لبخندی را که بر لبها می‌نشیند و نگاه‌های سرشار از سپاس را که به او لذت می‌بخشد.
رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا خوشبختی اینجاست؛ در نگاه و لبخند دیگران


خوشبختی کجاست - عطر خدا www.atrekhoda.com


 





موضوع: در مسیر خوشبختی،
[ 1393/10/12 ] [ 08:57 ب.ظ ] [ علی پور ]

تنها تویی....

تـنها تـوئـی تـنها تـوئی در خـلوت تنهائیم

تنها تو می خواهی مرا با این همه رسوائیم


جان گشته سرتا پا تنم از ظلمت تن ایمنم

شــو آفـتاب روشنـم پـیدا بــه نـاپـیدائیم



مـن از هـوسها رسته ام از آرزوها جسته ام

مـرغ قفس بشكسته ام شادم ز بـی پروائیم


دانـی كـه دلدارم تـوئی دانم خریدارم توئی

یـارم توئی یارم توئی شادی از این شیدائیم


تنها تویی - عطر خدا www.atrekhoda.com



[ 1393/10/12 ] [ 08:55 ب.ظ ] [ علی پور ]

یا ضامن آهو

عکس و تصویر






موضوع: عكس،
[ 1393/10/12 ] [ 08:50 ب.ظ ] [ علی پور ]

اللهم عجل لولیک الفرج

مهدی جان

امشب در دلم ، جز شادی هیچ نیست

شادم به آغازی دیگر

یا صاحب الزمان

مبارک باشد این آغاز

شاید امسال دعای فرجمان درگیر شود

و پایانی باشد بر تمام دلتنگی ها

تمام این چند صد سال دوری

تمام شدن انتظار

مهدی جان

اگر زود هم بیایی باز دیر است

جهان در انتظار توست






موضوع: حضرت مهدی (عج)، عكس،
[ 1393/10/12 ] [ 08:49 ب.ظ ] [ علی پور ]

خدا





موضوع: عكس،
[ 1393/10/12 ] [ 08:48 ب.ظ ] [ علی پور ]

چرا سر امام حسین علیه السلام بر نیزه این آیه را می خواند؟

امام حسین

بدون شک سخن گفتن سر مقدس امام حسین ـ علیه السلام ـ یکی از معجزات آن بزرگوار می باشد و این اتفاق دو بار صورت گرفته است. یک بار در کوفه و مرتبه بعد در شام.


قرآن تلاوت كردن سر مقدس سید الشهداء علیهم السلام از معتبرترین و مستند ترین روایات و اسناد تاریخی است، كه در چند مورد انجام گرفته است كه به برخی از آن موارد اشاره می كنیم:

1-زید‌بن ‌اَرقم می‌گوید: سر مطهّر را كه بالای نیزه‏ای بود، از پیش من عبور دادند، من در غرفه‏ای بودم. چون برابر من رسید، شنیدم كه آیه «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِیمِ كَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَبًا» (كهف، 9) «آیا پنداشتی كه اصحاب كهف و رقیم، آیات شگفتی از نشانه‏های ما بودند؟».) را می‏خواند.

به خدا سوگند، مو بر تنم راست شد و صدا زدم: ای پسر رسول‌ خدا، به خدا سوگند، (داستان) سر تو بسیار شگفت‏تر است.( شیخ مفید، الإرشاد، ج2، ص 117؛ طبرسی، اعلام الوَریٰ باعلام الهُدیٰ، ص248؛ اربلی، كشف الغمة فی معرفة‌الائمه، ج2، ص 279.)

در توضیح مقصود زیدبن‌ اَرْقَم می‎توان گفت: كه اگرچه ماجرای اصحاب كهف و رقیم شگفت ‎انگیز بوده است، اما آنان پس از مرگشان سخن نگفتند، اما داستان سر تو شگفت ‎انگیزتر است، چرا كه پس از جدا شدن از بدن، سخن گفته و قرآن می‎خواند.)

ابن‌شهر آشوب می‎نویسد:

سر امام حسین ـ علیه السلام ـ را در كوفه، در بازار صرّ‎افان بر نیزه كرده بودند. از سر، صدایی آمد و سوره كهف را تا آیه «إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى» (كهف، 13) تلاوت كرد.

این امر شگفت ‌انگیز جز بر گمراهی آنان نیفزود. چون آنان سر را بر درختی آویختند، از آن سر تلاوت آیة «وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ» (شعرا، 227) شنیده شد. (ابن ‌شهرآشوب، مناقب آل ‌ابیطالب، ج4، ص 68)


ادامه مطلب
[ 1393/09/10 ] [ 12:40 ق.ظ ] [ علی پور ]

شهادت حضرت رقیه

رقیه آسوده بخواب
فردا به دیدار پدرت و برادر 6 ماهه و داداش علی اکبر خواهی رفت
آسوده بخواب ای دردانه امام حسین(ع)
آسوده بخواب ای کودکی که از کربلا جز کابوس چیزی خاطرت نیست
آسوده بخواب که در مقابل شکنجه های شامیان صبوری کردی
نازنین عمه زینب(س)
امشب ملائکه و پدرت در انتظار آمدنت هستند...
رقیه کوچک تا ملکوت پرواز کرد...
عمه با اشک و ناله می گوید:
آه برادر...
شرمنده ام که امانت دار خوبی نبودم....

علی لعنه الله علی القوم الظالمین


ادامه مطلب


موضوع: امام حسین(ع) و عاشورا،
برچسب ها: شهادت حضرت رقیه،
[ 1393/09/6 ] [ 11:21 ق.ظ ] [ علی پور ]