کجایید ای شهیدان خدایی ...
اللهم عجل لولیك الفرج 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
جهت تعجیل در ظهور حضرت مهدی(عج)






و سلام نام خداست...

یوسف زهرا !

گذشت سن غیبتت ز سن نوح


ولی…

شمار مردم کِشتی نکرد تغییری…


http://www.shafaqna.com/persian/media/k2/items/cache/f160db1754af9df644cbebdeb49911ca_XL.jpg

رنــگ ســالِ امســال ،
گـویی نیـلـی اســت ،
همـرنــگ ِ چهــره مــآدر...
.
.
.
و عطــرِ سالِ امســال،
عطــر ِ یــآسِ پـــرپــر.... 
 


ای معشوق ما که در عشقبازی ممتازی و در محبت استادی. ای آیینه کمال خلقت و ای زیباترین مصداق حضور خدا، اعجاز کن. ای معروف خدا! از احرام انتظار خارج شو و اعتکاف هجران را بشکن. روزه غربت را افطار کن و نفوس مردگان را زندگی بخش.

دلبرا! چمن چمن نرگسان بر آستانت خیمه زدند و در اشتیاق جمعه موعود گریبان می درند. نسیم نسیم در پی تو می وزند تا یک پیچک موی تو را بنوازند. عندلیب عندلیب نغمه کنان بال می سایند که واژه ای از اشعار تو را بربایند.


ای امید سبز ما ...

سلام خدا بر تو و خاندان پاکت باد .....

ما را در پرتگاههای هلاکت دریاب !

 

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

"اللهم عجل لولیک الفرج..."

 

 

این پست به عنوان پست ثابت در نظر گرفته شده و پست های جدید زیر این پست قرار میگیرند.






طبقه بندی: حضرت مهدی (عج)، متن ادبی،
[ 1393/01/1 ] [ 01:04 ق.ظ ] [ علی پور ]

امشب به رنگ فصل خزان گریه می کنیم

هم ناله با زمین و زمان گریه می کنیم

 

هر چند گفته اند که آرام گریه کن

اما بلند و ضجه زنان گریه می کنیم

 

امشب که خانه ی دلمان غم گرفته است

مانند ابرهای روان گریه می کنیم

 

هم پای کوچه های مدینه نشسته ایم

با روضه های تازه جوان گریه می کنیم

 

تازه جوان و قد کمانی تعجب است

از غصه های قد کمان گریه می کنیم

 

داریم پای روضهءتان پیر می شویم

اما هنوز از غمتان گریه می کنیم

 

این خانهء غمی است پر از غربت بقیع

از داغ قبر های نهان گریه می کنیم

 

آری دوباره بر سر سفره نشسته ایم

امشب برای مادرمان گریه می کنیم

شکلک های محدثه

ادامه مطلب
[ 1393/01/11 ] [ 09:09 ب.ظ ] [ علی پور ]

الا ای چاه یارم را گرفتند

گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند

میان کوچه ها با ضرب سیلی

همه دار و ندارم را گرفتند

شکلک های محدثه


ادامه مطلب
[ 1393/01/11 ] [ 08:52 ب.ظ ] [ علی پور ]

ابــــــــــــــا صالح دلم سامان ندارد

مـــــــــــگر هجران تو پایان ندارد

ابــــــــــــاصالح بیا دردم دوا کن

مـــــــــــرا با دیدنت حاجت روا کن

ابــــــــــــــــاصالح فقیرم من فقیرم

بـــــده دستی که دامانت بگیرم

ابــــــــاصالح چه خوش زیبنده باشد

کـــــــــه آن لعل لبت پر خنده باشد

ابــــــــــا صالح گدایم من گدایم

بــــــــــــــه جان مادرت بنما نگاهم

وقتی روزها گذشت و خورشید را ندیدی ! سجاده را بگشا و نمازی بگذار!دستانت را به آسمان راهی

کن و خورشید را بخوان ! خورشید با دعای تو باز می گردد.

اللهم عجل لولیک الفرج




طبقه بندی: انتظار،
[ 1393/01/9 ] [ 10:28 ب.ظ ] [ علی پور ]

هر کس تسبیح حضرت فاطمه زهرا  را قبل از اینکه وضع خود را بعد از نمار واجب عوض کند، به جا آورد، خدای متعال او را مشمول مغفرت خود می‏گرداند.»

البتّه نباید چنین پنداشت که این تسبیح به لحاظ اینکه ظاهری بسیار خلاصه دارد و انجام دادن آن بسیار آسان است، چگونه می‏‌شود از چنین آثار و برکاتی برخوردار باشد؟! آری! این تسبیح به ظاهر بسیار خلاصه است؛ امّا در نزد آگاهان و عارفان آشنا، دریایی از حقایق و اسرار توحید را در بر دارد و نیز انجام آن به ظاهر خیلی آسان است؛ ولی اگر خوب به جا آورده شود، مشکل‌ها را آسان می‏گرداند

نجات از شقاوت: تسبیح حضرت زهرا  از آثار و برکات بسیاری برخوردار است که از جمله آنها نجات یافتن از شقاوت و بدبختی است.

هر انسانی به تناسب بینش و نگرشی که به جهان هستی وجود پرآشوب خود دارد، به دنبال خوشبختی است و به عبارتی دیگر یکی از مهم‌ترین مسائلی که همه انسان‌ها را آگاه یا ناآگاه به خود مشغول داشته است؛ به طوری که کارهای زندگی و برنامه‏‌هایشان را در جهت وصول به آن پی‏ریزی می‌‏کنند، مسئله رسیدن به سعادت و گریزانی از شقاوت است؛ امّا از آنجایی که انسان اختیار دارد، راه خودش را باید آزادانه انتخاب کند؛ بنابراین بعد از اینکه راه برایش نمایان شد، گاهی حسن انتخاب به خرج می‏دهد و سبیل هدایت می‏‌پیماید و گاهی سوء انتخاب به خرج داده و سبیل ضلالت و گمراهی پیش می‏‌گیرد و این مسئله شقاوت و سوء عاقبت مسئله‏‌ای است که همه آنان که به خود آمده‌‏اند، از آن می‏‌ترسند و آنها که بصیرت ندارند و در خواب غفلت، عمر می‏‌گذرانند از آن نیز به غفلت به سر می‏‌برند؛ بنابراین آن دسته که دارای بصیرت هستند، به لحاظ خوف از شقاوت همیشه دست به دعا و ذکر بلند می‌‏کنند و با تضرّع و اصرار از خدای خویش طلب دوری از شقاوت و وصول به سعادت می‏‌نمایند.

مداومت بر تسبیح حضرت فاطمه زهرا ، موجب محفوظ ماندن از شقاوت و بدبختی است. از این رو شایسته نیست که از برکات و آثار آن غفلت نموده و در انجام آن کوتاهی و سستی نماییم. امام صادق در این باره می‏فرمایند:
«یا اَبا هارُون، اَنَا نَأمُرُ صَبیاننا بِتَسبیحِ فاطِمَةَ  کَما نَأمُرُهُمْ بِالصَّلاةِ، فَأَلزَمَهُ، فِاِنَّهُ لَمْ یَلْزِمُهُ عَبْدُ فَشَقِی؛۱
ای اباهارون! ما بچّه‏‌های خود را همان‌طور که به نماز امر می‌‏کنیم، به تسبیح حضرت فاطمه  نیز امر می‏‌ کنیم. تو نیز بر آن مداومت کن؛ زیرا هرگز به شقاوت نیفتاده است، بنده‏ای که بر آن مداومت نموده است.»
و نیز از این حدیث شریف استفاده می‏شود که شایسته است، والدین محترم، تسبیح حضرت زهرا  را مانند نماز به فرزندانشان تعلیم کنند. باشد که مشمولان حدیث گردند.

۱ ـ ۵٫ دوری شیطان و خشنودی خدا
شیطان همواره دشمن دیرینه انسان بوده و هست و هیچ گاه انسان از حیله‌‏ها و خواطر شیطانی او در امان نیست. شیطان بنا بر آیات الهی، دشمن قسم خورده انسان است تا او را به هر طریق ممکن به گمراهی بکشاند. از این رو، آدمی همیشه در معرض تهاجم شیطان و وساوس شیطانی است.
بعضی انسان‌ها در مقابل این تهاجم شیطانی و خواطر نفسانی همیشه در حال فرارند که در این صورت همواره مورد تعقیب شیطان و خواطرند و هیچ گاه خلاصی ندارند و ای بسا در آخر، خسته شده و نفس‏‌زنان تسلیم شوند و عدّه‏‌ای اندک در تلاش‌ ند که با مداومت بر ذکر و فکر و عمل، چنان رفتار کنند که شیطان و خواطر را از خود فراری دهند و او را از خود دور کنند که البتّه راهی است مشکل. کسانی که به این مقام برسند دارای نفس مطمئنّه خواهند شد که دیگر دگرگونی در آن راه ندارد

ادامه مطلب
[ 1392/12/2 ] [ 04:35 ب.ظ ] [ علی پور ]

امام نشانه هایى دارد. دانشمندترین مردم است. در داورى، پرهیزکارى، بردبارى، شجاعت، عبادت و سخاوت، سرآمد روزگار است… و مصحف حضرت فاطمه(س) نیز در دست اوست.

وقتى که خداوند متعال پیغمبرش (ص) را قبض روح نمود، فاطمه(س) چنان از وفات آن حضرت اندوهگین شد که کسى جز خدا مقدارش را نداند. از این رو خداوند فرشته اى را بر وى فرستاد تا او را دلدارى داده و با او سخن گوید: فاطمه(س) این جریان را به امیرالمؤمنین(ع) گزارش داد، على(ع) فرمود: هرگاه آمدن فرشته را احساس کردى و صدایش را شنیدى، به من بگو. پس فاطمه(س) به امیرالمؤمنین(ع) خبرداد و آن حضرت هرچه مى شنید، مى نوشت. تا آنکه از آن سخنان مصحفى ساخت، ولى در آن مصحف، چیزى از حلال و حرام نیست، بلکه در آن، علم به پیشامدهاى آینده است. (۱)

امام صادق(ع) در این روایت، چگونگى پدید آمدن این مصحف شریف را توضیح داده و در روایتى دیگر به یار وفادار و باصفاى خود ابوبصیر مى فرماید: (همانا مصحف فاطمه(س) نزد ماست، و مردم چه مى دانند که مصحف فاطمه (س) چیست؟!) ابوبصیر عرض کرد: مصحف فاطمه(س) چیست؟ حضرت فرمود: (مصحفى است سه برابر قرآنى که در دست دارید، به خدا سوگند، حتى یک حرف قرآن هم در آن نیست). (۲) یعنى مطالبى که شما از ظاهر قرآن و تفسیر آن مى فهمید، در مصحف فاطمه(س) نیست، ولى از نظر تأویل و معناى باطنى قرآن که ما اهل بیت آن را مى فهمیم، مصحف تفصیل قرآن است.

بعد از شناخت اجمالى از مصحف فاطمه(س) در پاسخ به سؤال مذکور گوییم: آرى، طبق روایاتى که به دست ما رسیده، معلوم مى شود این مصحف شریف دست به دست از امامى به امام دیگر منتقل گشته، تا به دست امام زمان (عج) رسیده است.
حضرت رضا(ع) مى فرماید: (امام نشانه هایى دارد. دانشمندترین مردم است. در داورى، پرهیزکارى، بردبارى، شجاعت، عبادت وسخاوت، سرآمد روزگار است… و مصحف حضرت فاطمه(س) نیز در دست او است). (۳)

پی نوشت ها:
(۱) اصول کافى، مرحوم کلینى، ج ۱، ص ۲۴.
(۲) همان ماخذ، ص ۲۸۳.
(۳) اثبات الهداه، شیخ حر عاملى، ج ۷، ص ۳۸۸.

مرجع : خبرگزاری شبستان


[ 1392/12/2 ] [ 04:34 ب.ظ ] [ علی پور ]

به خاطر بیاور هنگامی که موسی به دوست خود گفت: من دست از طلب برنمی‌دارم تا به محلّ تلاقی دو دریا برسم، هر چند مدّت طولانی به راه خود ادامه دهم.

هنگامی که به محلّ تلاقی آن دو دریا رسیدند، ماهی خود را (که برای تغذیه همراه داشتند) فراموش کردند و ماهی راه خود را در پیش گرفت (و روان شد).

هنگامی که از آنجا گذشتند، موسی به یار همسفرش گفت: غذای ما را بیاور که از این سفر، سخت خسته شده‌ایم. او گفت: به خاطر داری هنگامی که ما به کنار آن صخره پناه بردیم (و استراحت کردیم) من در آنجا فراموش کردم جریان ماهی را بازگو کنم. این شیطان بود که یاد آن را از خاطر من برد، ماهی به طرز شگفت‌انگیزی راه خود را در دریا پیش گرفت! (موسی) گفت این همان است که ما می‌خواستیم و آنها از همان راه بازگشتند؛ در حالی که پی‌جویی می‌کردند».

یکی از زیباترین و آموزنده‌ترین داستان‌های قرآنی داستان رابطه خضر نبی(ع) و حضرت موسی(ع) است. این داستان زیبا را از زبان قرآن کریم می‌خوانیم:

خداوند در سوره کهف می‌فرماید:

«وَإِذْ قَالَ مُوسَی لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّی أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَیْنِ أَوْ أَمْضِیَ حُقُبًا ٭ فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَیْنِهِمَا نَسِیَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِیلَهُ فِی الْبَحْرِ سَرَبًا٭ فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آتِنَا غَدَاءنَا لَقَدْ لَقِینَا مِن سَفَرِنَا هَذَا نَصَبًا٭ قَالَ أَرَأَیْتَ إِذْ أَوَیْنَا إِلَی الصَّخْرَةِ فَإِنِّی نَسِیتُ الْحُوتَ وَمَا أَنسَانِیهُ إِلَّا الشَّیْطَانُ أَنْ أَذْکُرَهُ وَاتَّخَذَ سَبِیلَهُ فِی الْبَحْرِ عَجَبًا ٭ قَالَ ذَلِکَ مَا کُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلَی آثَارِهِمَا قَصَصًا؛۱
به خاطر بیاور هنگامی که موسی به دوست خود گفت: من دست از طلب برنمی‌دارم تا به محلّ تلاقی دو دریا برسم، هر چند مدّت طولانی به راه خود ادامه دهم. هنگامی که به محلّ تلاقی آن دو دریا رسیدند، ماهی خود را (که برای تغذیه همراه داشتند) فراموش کردند و ماهی راه خود را در پیش گرفت (و روان شد).

هنگامی که از آنجا گذشتند، موسی به یار همسفرش گفت: غذای ما را بیاور که از این سفر، سخت خسته شده‌ایم. او گفت: به خاطر داری هنگامی که ما به کنار آن صخره پناه بردیم (و استراحت کردیم) من در آنجا فراموش کردم جریان ماهی را بازگو کنم. این شیطان بود که یاد آن را از خاطر من برد، ماهی به طرز شگفت‌انگیزی راه خود را در دریا پیش گرفت! (موسی) گفت این همان است که ما می‌خواستیم و آنها از همان راه بازگشتند؛ در حالی که پی‌جویی می‌کردند».
مفسّران در شأن نزول آیات فوق نقل کرده‌اند؛ جمعی از قریش خدمت پیامبر(ص) رسیدند و از عالمی که موسی(ع) مأمور به پیروی از او شد، سؤال کردند، آیات فوق نازل شد. در ماجرای موسی و خضر(ع) یا به تعبیر دیگر عالم و دانشمند زمانش، به صحنه شگفت‌انگیزی برخورد می‌کنیم که نشان می‌دهد؛ حتّی یک پیغمبر اولواالعزم که آگاه‌ترین افراد محیط خویش است، باز دامنه علم و دانشش در بعضی از جهات محدود است و به سراغ معلّمی می‌رود که به او درس بیاموزد.

او هم درس‌هایی که هر یک از دیگری عجیب‌تر است، به او یاد می‌دهد و چه نکته‌های بسیار مهمّی که در مجموعه این داستان نهفته شده است. در نخستین آیه می‌گوید:

«به ‌خاطر بیاور هنگامی که موسی به دوست و همراه خود گفت من دست از طلب برنمی‌دارم تا به «مجمع‌ البحرین» برسم، هر چند مدّتی طولانی به راه خود ادامه دهم. سرانجام موسی و همسفرش از محلّ تلاقی دو دریا «مجمع البحرین» گذشتند، طول سفر و خستگی راه، گرسنگی را بر آنها چیره کرد، در این هنگام موسی به خاطرش آمد که غذایی به همراه آورده‌اند، به یار همسفرش گفت: غذای ما را بیاور که از این سفر، سخت خسته شده‌ایم».

و معنایش این است: بعد از آنکه از «مجمع ‌البحرین» گذشتند، موسی(ع) به جوان ملازم خود فرمود تا چاشتشان که همان ماهی‌ای بوده که با خود برداشته بودند، بیاورد؛ زیرا از مسافرت خود خسته شده و به تجدید نیرو نیازمند شده‌اند. به هر حال این جمله نشان می‌دهد که موسی و یوشع(ع) راهی را پیمودند که عنوان سفر بر آن اطلاق می‌شد؛ ولی همین تعبیرات نشان می‌دهد که این سفر چندان طولانی نبوده است. در این هنگام، همسفرش به او خبر داد که:

«به خاطر داری هنگامی که ما به کنار آن صخره پناه بردیم (و استراحت کردیم) من در آنجا فراموش کردم جریان ماهی را بازگو کنم و این شیطان بود که یاد آن را از خاطر من برد و ماهی راهش را به طرز شگفت‌انگیزی در دریا پیش گرفت؛ قَالَ أَرَأَیْتَ إِذْ أَوَیْنَا إِلَی الصَّخْرَةِ فَإِنِّی نَسِیتُ الْحُوتَ وَمَا أَنسَانِیهُ إِلَّا الشَّیْطَانُ أَنْ أَذْکُرَهُ وَاتَّخَذَ سَبِیلَهُ فِی الْبَحْرِ عَجَبًا».

در ادامه داستان از آنجا که ‌این موضوع، به صورت نشانه‌ای برای پیدا کردن آن عالم بزرگ بود، «موسی گفت: این همان چیزی است که ما می‌خواستیم» و به دنبال آن می‌گردیم (ذَلِکَ مَا کُنَّا نَبْغِ) و در این هنگام آنها از همان راه بازگشتند؛ در حالی که پی‌جویی می‌کردند.» (فَارْتَدَّا عَلَی آثَارِهِمَا قَصَصًا).
معنای آیه ‌این است: موسی(ع) گفت: «این جریان که درباره ماهی اتّفاق افتاد، همان علامتی بود که ما در جست‌وجویش بودیم.» لاجرم از همان‌جا برگشتند و درست از آنجا که آمده بودند (با چه دقّتی) جای پای خود را گرفته، پیش رفتند. از جمله «ذَلِکَ مَا کُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا» کشف می‌شود که موسی(ع) قبلاً از طریق وحی مأمور بوده که خود را در مجمع ‌البحرین به عالِم برساند و علامتی به او داده بودند و آن داستان گم شدن ماهی بوده است.

حضرت موسی(ع) به محض اینکه قضیه ماهی را می‌شنود، می‌گوید: ما هم در پی این قصّه بودیم و بی‌درنگ از همان‌جا برگشته، خود را به آن مکان که آمده بودند، رسانده و در آنجا به آن عالم برخورد می‌نمایند.


ادامه مطلب
[ 1392/12/2 ] [ 04:08 ب.ظ ] [ علی پور ]

همان است که قرآن در جای دیگر می‌گوید:«عَسی‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسی‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏؛۲ ممکن است شما چیزی را ناخوش دارید و آن به نفع شما باشد و ممکن است چیزی را دوست دارید و آن به ضرر شما باشد و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید!»توجّه به این واقعیّت سبب می‌شود که انسان با بروز حوادث ناگوار فوراً مأیوس نشود. در اینجا حدیث جالبی از امام صادق(ع) نقل شده که امام(ع) به فرزند زراره، همان مردی که از بزرگان و فقها و محدّثان عصر خود به شمار می‌رفت،

نتایج حاصل از این ماجرای شگفت‌انگیز این داستان جالب قرآنی، نتایج مهمّی را به خواننده خود گوشزد می‌کند که به اختصار به آنها اشاره می‌شود:
۱) پیدا کردن رهبر دانشمند و استفاده از پرتو علم او، به قدری اهمّیت دارد که حتّی پیامبر اولواالعزمی همچون موسی این همه راه به دنبال او می‌رود و این سرمشقی است برای همه انسان‌ها در هر حدّ و پایه‌ای از علم و در هر شرایط و سنّ و سال.
۲) جوهره علم الهی از عبودیّت و بندگی خدا سرچشمه می‌گیرد؛ چنان‌که در آیات سوره کهف آمده: «عبدا من عبادنا … علمناه من لدنا علما؛ دانشی به من بیاموز که راهگشای من به سوی هدف و مقصد باشد.» یعنی من دانش را تنها برای خودش نمی‌خواهم؛ بلکه برای رسیدن به هدف می‌طلبم.۱
۳) همواره علم را برای عمل باید آموخت؛ چنان که موسی به دوست عالمش می‌گوید: «ممّا علمت رشدا؛ دانشی به من بیاموز که راهگشای من به سوی هدف و مقصد باشد.» یعنی من دانش را تنها برای خودش نمی‌خواهم؛ بلکه برای رسیدن به هدف می‌طلبم.
۴) در کارها نباید عجله کرد؛ زیرا بسیاری از امور نیاز به فرصت مناسب دارد؛ (الامور مرهونه باوقاتها) به خصوص در مسائل پُر اهمّیت و به همین دلیل این مرد عالم رمز کارهای خود را در فرصت مناسبی برای موسی بیان کرد.
۵) چهره ظاهر و چهره باطن اشیاء و حوادث، مسئله مهمّ دیگری است که این داستان به ما می‌آموزد، ما نباید در مورد رویدادهای ناخوشایند که در زندگیمان پیدا می‌شود، عجولانه قضاوت کنیم، چه بسیارند حوادثی که ما آن را ناخوش داریم؛ امّا بعداً معلوم می‌شود که از الطاف خفیّه الهی بوده است.

این همان است که قرآن در جای دیگر می‌گوید:«عَسی‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسی‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏؛۲ ممکن است شما چیزی را ناخوش دارید و آن به نفع شما باشد و ممکن است چیزی را دوست دارید و آن به ضرر شما باشد و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید!»توجّه به این واقعیّت سبب می‌شود که انسان با بروز حوادث ناگوار فوراً مأیوس نشود. در اینجا حدیث جالبی از امام صادق(ع) نقل شده که امام(ع) به فرزند زراره، همان مردی که از بزرگان و فقها و محدّثان عصر خود به شمار می‌رفت، فرمود:
«به پدرت از قول من سلام برسان و بگو اگر من در بعضی از مجالس از تو بدگویی می‌کنم، به دلیل آن است که دشمنان ما مراقب این هستند که ما نسبت به چه کسی اظهار محبّت می‌کنیم، تا او را به دلیل محبّتی که ما به او داریم، مورد آزار قرار دهند، به عکس اگر ما از کسی مذمّت کنیم، آنها از او ستایش می‌کنند، من اگر گاهی پشت سر تو بدگویی می‌کنم، به دلیل آن است که تو در میان مردم به ولایت و محبّت ما مشهور شده‌ای و به همین جهت مخالفان ما از تو مذمّت می‌کنند، من دوست داشتم عیب بر تو نهم تا دفع شرّ آنها شود، آن‌چنان که خداوند از زبان دوست عالم موسی(ع) می‌فرماید:
«أَمَّا السَّفِینَةُ فَکانَتْ لِمَساکِینَ یَعْمَلُونَ فِی الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِیبَها وَ کانَ وَراءَهُمْ مَلِکٌ یَأْخُذُ کُلَّ سَفِینَةٍ غَصْبا …؛
امّا آن کشتی، مال بینوایانی بود که [با آن] در دریا کار می‌کردند، پس خواستم آن را معیوب کنم، چون پشت سرشان پادشاهی بود که هر کشتی [سالمی] را به زور  می‌گرفت.۳ این مثل را درست درک کن؛ امّا به خدا سوگند تو محبوب‌ترین مردم نزد منی و محبوب‌ترین یاران پدرم اعمّ از زندگان و مردگان تویی، تو برترین کشتی‌های این دریای خروشانی و پشت سر تو پادشاه ستمگر غاصبی است که دقیقاً مراقب عبور کشتی‌های سالمی است که از این اقیانوس هدایت می‌گذرد تا آنها را غصب کند، رحمت خدا بر تو باد در حال حیات و بعد از ممات».
۶) اعتراف به واقعیّت‌ها و موضع‌گیری هماهنگ با آنها درس دیگری است که از این داستان می‌آموزیم. هنگامی که موسی(ع) سه بار به طور ناخواسته گرفتار پیمان‌شکنی در برابر دوست عالمش شد، به خوبی دریافت که دیگر نمی‌تواند با او همگام باشد و با اینکه فراق این استاد برای او سخت ناگوار بود، در برابر این واقعیّت تلخ، لجاجت به خرج نداد و منصفانه حق را به آن مرد عالم داد، صمیمانه از او جدا شد و برنامه کار خویش را پیش گرفت؛ در حالی که از همین دوستی کوتاه گنج‌های عظیمی از حقیقت اندوخته بود. انسان نباید تا آخر عمر مشغول آزمایش خویش باشد و زندگی را به آزمایشگاهی برای آینده‌ای که هرگز نمی‌آید، تبدیل کند. هنگامی که چند بار مطلبی را آزمود، باید به نتیجه آن گردن نهد.
۷) آثار ایمان پدران برای فرزندان: خضر به خاطر یک پدر صالح و درستکار، حمایت از فرزندانش را در آن قسمتی که می‌توانست، بر عهده گرفت؛ یعنی فرزند در پرتو ایمان و امانت پدر می‌تواند سعادتمند شود و نتیجه نیک آن عاید فرزند او هم بشود. در پاره‌ای از روایات می‌خوانیم آن مرد صالح، پدر بلاواسطه یتیمان نبود؛ بلکه از اجداد دورش محسوب می‌شد (آری چنین است تأثیر


[ 1392/12/2 ] [ 04:03 ب.ظ ] [ علی پور ]

حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، حکومتی الهی و فراگیر با حاکمیت دین مبین اسلام، در سرتاسر کرة زمین تشکیل می‌دهد. در این جا، این پرسش مطرح می‌شود که آیا همة اهل کتاب[۱] به آیین اسلام می‌گروند؟ آیا در عصر ظهور هم، عده‌ای از اهل کتاب، دست از آیین خود برنداشته و همچنان بر دین خود، پافشاری خواهند کرد؟ اگر مسیحیان و یهودیان در عصر ظهور باقی باشند چگونه خواهند بود؟

حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، حکومتی الهی و فراگیر با حاکمیت دین مبین اسلام، در سرتاسر کرة زمین تشکیل می‌دهد. در این جا، این پرسش مطرح می‌شود که آیا همة اهل کتاب[۱] به آیین اسلام می‌گروند؟ آیا در عصر ظهور هم، عده‌ای از اهل کتاب، دست از آیین خود برنداشته و همچنان بر دین خود، پافشاری خواهند کرد؟ اگر مسیحیان و یهودیان در عصر ظهور باقی باشند چگونه خواهند بود؟ آیا ملزم به ترک دین و آیین خود خواهند شد، یا بر عقیدة خود می‌توانند باقی باشند؟ در صورت بقاء، آیا در دولت مهدوی از آزادی کامل برخوردار خواهند بود یا در محدودیت قرار خواهند گرفت؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها دیدگاه‌های گوناگونی مطرح شده است که یکی از آنها نظریة بقای اهل کتاب در زمان حکومت مهدوی است. در تبیین این دیدگاه، لازم به توضیحِ نکاتی است.

یکم. آزادی و اختیار انسان‌ها

انسان‌ها در انتخاب دین و آیین مختارند و اجبار آنان به پذیرش عقیده و مذهب، تأثیری در نجات و رستگاری آنها ندارد. در میدانِ اختیار است که انسان‌ها، امتحان پس داده و مستحق عذاب و عقاب می‌شوند. خداوند متعال، بشر را آزاد گذاشته تا با عقل و درایت خدادادی خود، راه هدایت و رستگاری را برگزینند. آیات قرآن[۲] نیز مؤید این مطلب است. آیت‌الله جوادی آملی نیز در این‌باره می‌نویسد: «اصولاً دین مجموعه‌ای از اعتقادات ویژه است که هرگز نمی‌توان آنها را بر کسی تحمیل کرد. اگر اصول و مبادی دیانت برای کسی حاصل نشود، دین نیز به قلمرو جانش پای نمی‌نهد.»[۳]

بر این اساس، تحمیل عقیده و ایمان از امور ناممکن بوده و تحقق خارجی نخواهد داشت و کاری بی‌ثمر است؛ بنابراین حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، دین اسلام را برای همگان ـ حتی کفار ـ فقط بیان میکند، ولی کسی را مجبور به پذیرش آن نمی‌کند.

دوم. عدم اجبار و اکراه در پذیرش دین

قرآن کریم به روشنی، اکراه و اجبار در دین را رد و نفی می‌کند. در شأن نزول آیة شریفه (لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ…)[۴] آمده است: مردى از انصار که نامش «ابوالحصین» بود، دو پسر داشت. پسران او تحت تبلیغ تجّار شامی قرار گرفته و نصرانی شده بودند. «ابوالحصین» از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  خواست آنها را به اسلام برگرداند، اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  موافقت نکرد و فرمود: «خداوند آن دو پسر را [از رحمتش] دور کند که آنان اولین دسته‏اى هستند که پس از هدایت به اسلام، کافر شدند». ابوالحصین از اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  به دنبال آنها نفرستاد ناراحت شد؛ تا این که آیة فوق نازل شد.[۵]

از آنجا که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  در پی اجرای آیات قرآن کریم هستند بنابراین هیچ کسی را مجبور به پذیرش دین اسلام (اگرچه حق است) نمیکند، بلکه فقط دستورهای ناب آن را اجرا کرده، در معرض دید همگان قرار می‌دهند تا بر پایة سنت الهی، هر کس با درایت و تحقیق و آگاهی کامل به این مسیرِ صحیح، رهنمون شود.

سوم. اهل کتاب در عصر ظهور

از مجموع آیات و روایات مهدوی پیداست که اهل کتاب (یهودیان و مسیحیان) در عصر ظهور، حضور دارند و از دولت کریمة مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  بهره‌مند می‌شوند.

۱٫ آیات:

سه آیه از قرآن کریم بر حضور اهل کتاب تا روز قیامت دلالت دارد.

«و در میان آنها عداوت و دشمنی را تا روز قیامت افکندیم.»[۶]

«و از کسانی که ادعای نصرانیت [و یاری مسیح] داشتند [نیز] پیمان گرفتیم، ولی آنها قسمت قابل ملاحظه‌ای از آنچه به آنان تذکر داده شده بود را به دست فراموشی سپردند، بنابراین در میان آنها تا قیامت، عداوت و دشمنی افکندیم.» [۷]

«و یاد کن هنگامی را که پروردگارت اعلام داشت که تا روز قیامت بر آنان کسانی را خواهد گماشت که بدیشان عذاب سخت بچشانند.» [۸] تعبیر «تا روز قیامت» در آیات فوق، به خوبی دلالت می‌کند اهل کتاب در عصر ظهور هم حضور خواهند داشت.

۲٫ روایات:

روایت یکم: دریافت جزیه از اهل کتاب

«از امام صادق علیه السلام  پرسیده شد: رفتار حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف  با اهل ذمه چگونه خواهد بود؟ فرمود: با آنها از درِ مسالمت وارد خواهد شد، همچنان که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  با آنها سازش کرد. اهل ذمه به آن حضرت جزیه می‌پردازند و در هنگام پرداخت آن [مانند یک اقلیت] کوچک شمرده می‌شوند.»[۹]

روایت دوم. قضاوت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  در میان اهل کتاب
امام باقر علیه السلام  فرمود: «مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  را از آن رو مهدی (هدایت شده)، نامیده‌اند که به چیزی پنهان راه می‌یابد. او تورات و دیگر کتاب‌های آسمانی را از غاری در انطاکیه بیرون می‌آورد و در میان اهل تورات با تورات و میان اهل انجیل(مسیحیان) با انجیل و در میان پیروان زبور با زبور و برای اهل قرآن با قرآن قضاوت می‌کند.» [۱۰]

بنابراین، آیات و روایات، حضور اهل کتاب و اقلیت‌های مذهبی را در عصر ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  تأیید می‌کند.

همچنین، بنا بر روایاتی،[۱۱] سیرة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، همچون سیرة پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ، معرفی شده است.
پس، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  نیز طبق روش پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ، از اهل کتاب جزیه خواهند گرفت تا آنها هم در سایة حکومت عدل او به زندگی خود ادامه دهند.

سوتیتر

از آنجا که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  در پی اجرای آیات قرآن کریم هستند بنابراین هیچ کسی را مجبور به پذیرش دین اسلام (اگرچه حق است) نمیکند، بلکه فقط دستورهای ناب آن را اجرا کرده، در معرض دید همگان قرار می‌دهند تا بر پایة سنت الهی، هر کس با درایت و تحقیق و آگاهی کامل به این مسیرِ صحیح، رهنمون شود.

موسی جوانشیر

*. کارشناس ارشد مهدویت.

[۱] . مراد از اهل کتاب در این نوشتار فقط یهودیان و مسیحیان است.

[۲] . سوره انسان/۳، سوره غاشیه/۲۱-۲۲، سوره کهف/۲۹، سوره ق/۴۵٫

[۳] . جوادی آملی، فلسفه حقوق بشر، ص ۱۲۶٫

[۴] . سوره بقره/۲۵۶٫

[۵] . ترجمه مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۱۳٫

[۶] . سوره مائده/ ۶۴٫

[۷] . سوره مائده/ ۱۴

[۸] . سوره اعراف/ ۱۶۷٫

[۹] . بحارالانوار، ج۵۲ ، ص ۳۷۶، باب ۲۷

[۱۰] . الغیبه، باب ۱۳، ص ۲۳۷، ح ۲۶٫

[۱۱] . الارشاد، ج ۲، ص ۳۸۳٫


[ 1392/12/2 ] [ 03:55 ب.ظ ] [ علی پور ]

عده ای روزهای ابتدایی نزدیک به شهادت اول را مثلاً پنج روز یا ۱۰ روز را به برگزاری مجالس وعظ و عزاداری می پردازند و عده ای هم با توجه به شرایط خاص خود ترجیح می دهند روزهای فاطمیه دوم را انتخاب کنند و برخی هم به زنده نگهداشتن هر دو روز می پردازند.

درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا ‌‌(س) روایات مختلف است. از چهل روز تا شش ماه بعد از رحلت پیامبر ‌(ص). میان علمای شیعه، دو تاریخ مشهور و مقبول است: یکی هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر ‌(ص) و دیگری نود و پنج روز.

با توجه به رحلت پیامبر اسلام ‌(ص) در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت ۷۵ روز، در مورخة سیزدهم تا پانزدهم جمادی الاوّل ، شهادت حضرت زهرا‌‌(س) است و این ایام را فاطمیة اوّل می‌ خوانند اما بنا به روایت ۹۵ روز، شهادت حضرت‌‌ زهرا (س) در سوم تا پنجم جمادی الثانی است و این ایام را فاطمیة دوم می‌ خوانند.

بنابراین؛ ایام فاطمیه جمعا ۶ روز می باشد، ۳ روز در ماه جمادی الاول و ۳ روز در ماه جمادی الثانی. فاطمیه اول از ۱۳ تا ۱۵جمادی الاول است و فاطمیه دوم از سوم تا پنجم جمادی الثانی است.

ظاهراً علت اینکه سه روز در هر ماه بعنوان روز شهادت آن حضرت‌‌ معرفی شده است به این دلیل است که این احتمال وجود دارد که ماههای قمری از رحلت پیامبر‌ (ص) تا شهادت حضرت زهرا‌‌ (س)،۲۹روز بوده باشند، حال آنکه در صورت کامل بودن ماههای قبل، روز شهادت ۱۳ جمادی الاول و یا سوم جمادی الثانی خواهد بود.

چرا که طبق تقویم، حداکثر سه ماه قمری ۲۹ روزه و حداکثر ۴ ماه قمری ۳۰ روزه می توانند پشت سر هم قرار گیرند.

اما در عرف، به دهه دوم جمادی الاول، از دهم تا بیستم جمادی الاول که بنابر قول ۷۵روز، شهادت آن بانوی بزرگوار در آن واقع شده است دهه فاطمیه اول و به دهه اول جمادی الثانی از اول تا دهم جمادی الثانی، که طبق قول ۹۵روز، شهادت حضرت زهرا‌‌ سلام‌الله‌علیها‌ در آن واقع شده است،دهه فاطمیه دوم گفته می شود.

علت بروز اختلاف در روز شهادت

در مورد تعداد روزهایی که حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها پس از رحلت پدر بزرگوارشان در قید حیات بوده اند در میان کتاب های تاریخی اختلاف وجود دارد. بعضی از مورخین مثل یعقوبی این زمان را چهل روز و کسانی مثل عایشه، دختر ابی بکر، این مدت را شش ماه و گروهی دیگر هشت ماه ذکر کرده اند.

علامه مجلسی

اما در میان این اقوال، آن قولی که برای ما قابل اعتنا است روایات رسیده از ناحیه ائمه هدی علیهم‌‌‌ السلام می باشد، به نقل مرحوم علامه مجلسی، مرحوم ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبین اینگونه اظهار نظر کرده: مدت زمان حیات فاطمه زهرا سلام الله علیها بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه وآله مورد اختلاف قرار گرفته است، به طوری که کمترین زمان ذکر شده در این رابطه ۴۰ روز و بیشترین زمان هشت ماه می- باشد، اما آنچه نزد ما مسلم و مورد قبول است روایات رسیده از امام باقر علیه السلام است که حضرت می- فرماید: بدرستی که زمان رحلت صدیقه کبری سلام الله علیها سه ماه بعد از رحلت پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله بود.

طبری شیعی

همچنین مرحوم طبری شیعی در کتاب دلایل الامامه به سلسله اسناد خود روایاتی از حضرت امام صادق علیه السلام نقل می کند که حضرت می فرماید: حضرت صدیقه طاهره علیها السلام در ماه جمادی الاخر روز سه شنبه، سه روز از ماه گذشته در سال ۱۱ هجری از دنیا رفتند.

این دو روایت مبنای مورد اتخاذ غالب علمای شیعه من جمله سید طاووس در کتاب شریف اقبال می باشد.

کلینی

اما دسته دوم دیگری از روایات صحیحه هم این مدت را ۷۵ روز ذکر کرده اند از جمله این روایات، روایت مرحوم کلینی از امام صادق علیه السلام است که حضرت می فرماید: «بدرستی که توقف فاطمه علیه السلام در این دنیا پس از پدر گرامیش ۷۵ روز بود.»این دسته از روایات هم مبنای نظر برخی از علمای شیعه از جمله مرحوم کلینی گردیده.

البته ممکن است دلیل اختلاف در این دو دسته از روایات صحیحه رایج نبودن نقطه گذاری بر کلمات در زمان صدور روایات باشد. توجه به شباهت «خمسه و سبعون» با «خمسه تسعون» موید این معنا است.

راویان سنی چه می گویند؟

در این مجال بخشی را هم به آثار و تالیفات بزرگانی اهل سنت مانند ابن قتیبه، ابن شهر آشوب سروی، أبی الفتح محمد بن عبدالکریم بن أبی بکر احمد شهرستانی، ذهبی مورخ مشهور، عمر رضا کحاله از علمای معاصر اهل سنت و احمدبن یحیی معروف به «بلاذری» و ابن ابی الحدید معتزلی اختصاص دادیم تا بدانیم واقعیت شیعه از زبان سنی ها چگونه بیان شده است.

ابن قتیبه دینوری، قرن سوم هجری

ابومحمد عبدالله بن مسلم بن قتیبه دینوری (معروف به ابن قُتَیبَة) در گذشته به سال ۲۷۶ هجری، در کتاب خود بنام «الامامة والسیاسة» تحت عنوان”کیفَ کانَت بیعة علی أبی طالب کرَّمَ الله وجهه” (علی کرم الله وجهه چگونه بیعت کرد) با ذکر سند از عبدالله بن عبدالرحمن انصاری روایت کرده که گفت: همانا روزی ابوبکر از عده ای که از بیعت با او سرپیچی کرده و نزد علی علیه السلام جمع شده بودند، سراغ گرفت.

پس عمر را به دنبال آنها -که در خانه ی علی جمع شده بودند- فرستاد، پس آنها از خارج شدنِ از خانه خودداری نمودند، در این هنگام عمر دستور داد که “هیزم حاضر کنید” و خطاب به اهل خانه گفت: قسم به آن کس که جان عمر در دست اوست باید خارج شوید و الا خانه را با اهلش به آتش می کشم ! شخصی به عمر گفت: ای ابا حفض، آیا می دانی در این خانه فاطمه است؟! گفت: اگر چه فاطمه در خانه باشد! باز در همان کتاب جلد ۱ صفحه ۱۳ با ذکر سند آمده است:.. پس از چندی که گذشت عمر به ابوبکر گفت بیا تا نزد فاطمه علیها السلام برویم، چرا که ما او را به غضب درآورده ایم.

پس به اتفاق یکدیگر نزد فاطمه علیها السلام رفته و از او اجازه ورود گرفتند، لکن فاطمه علیها السلام به آنها اجازه ی ورود نداد، ناچار نزد علی علیه السلام آمده و با او سخن گفتند، تا آنکه آنها را بر فاطمه علیها السلام وارد کرد.

پس همین که آن دو نزد فاطمه علیها السلام نشستند، فاطمه علیها السلام صورت خود را به دیوار برگرداند. در این هنگام آن دو به فاطمه علیها السلام سلام کردند، لکن او جواب سلام آنها را نداد، لذا ابوبکرشروع به سخن کرده و گفت: ای حبیبه ی رسول خدا آیا ما در مورد ارث پیامبر و همچنین در مورد شوهرت تو را به غضب در آوردیم؟ فاطمه علیها السلام گفت: چه می شود تورا، که اهل و خانواده ات از تو ارث ببرند، لکن ما از محمد صلی الله علیه وآله ارث نبریم! سپس فرمود: آیا اگر حدیثی از پیامبر را به یاد شما بیاورم قبول می کنید، و به آن اعتقاد پیدا می کنید؟ عمر و ابوبکر گفتند:آری. پس فاطمه گفت: شما را به خدا قسم آیا از پیامبر نشنیدید که می گفت: «رضایت فاطمه، رضایت من و غضب فاطمه، غضب من است. پس هر کس فاطمه دختر مرا دوست داشته باشد، همانا مرا دوست داشته و هر کس فاطمه را راضی کند مرا راضی کرده است و هر کس فاطمه را به غضب آورد، همانا مرا به غضب آورده است». عمر و ابوبکر گفتند: آری از پیامبر ‌صل‌الله‌علیه‌و‌آله‌ شنیدیم.

فاطمه علیها السلام گفت: پس همانا من، خداوند و ملائکه را شاهد می گیرم که شما دو نفر مرا به سخط و غضب درآوردید و مرا راضی نکردید، و هرگاه پیامبر را ملاقات کنم از شما دو نفر به او شکایت خواهم کرد.

در این هنگام، ابوبکر شروع به گریه کرد در حالی که فاطمه‌‌سلام‌الله‌علیها‌ می گفت: بخدا قسم تو را در هر نمازی که بخوانم نفرین خواهم کرد.

ابن شهر آشوب سروی، قرن ششم

ابن شهر آشوب سروی (درگذشته به سال ۵۸۸هجری) در کتاب المناقب خوداز کتاب المعارف ابن قتیبه دینوری در بیان ذکر اولاد فاطمه سلام الله علیها چنین نقل می کند؛ فرزندان فاطمه عبارتند از: حسن ،حسین، زینب ام کلثوم و محسن که همانا از ضربه قنفذ کشته شد. لازم به تذکر است که در چاپ های امروزی کتاب المعارف ابن قتیبه چنین آمده است: پس علی دارای چند فرزند شد به نام های حسن، حسین، ام کلثوم و زینب کبری؛ که مادرشان فاطمه دختر رسول خدا بود، لکن محسن ابن علی در سن کودکی درگذشت!

شهرستانی؛ قرن ششم

أبی الفتح محمد بن عبدالکریم بن أبی بکر احمد شهرستانی (در گذشته سال۵۴۸ هجری) در کتاب خود بنام «الملل و النحل» می گوید: «همانا چنان ضربه ای به شکم فاطمه علیها السلام در روز بیعت زد که فاطمه علیها السلام جنین خود را از شکم انداخت».

مورخ مشهور، ذهبی؛ قرن هشتم

ذهبی مورخ مشهور (در گذشته ی سال ۷۴۸هجری) در کتاب خود بنام «لسان المیزان» با ذکر سند می گوید: «محمدبن احمد حماد کوفی» (از حافظین حدیث اهل سنت) گفته است:«بدون شک چنان لگدی به فاطمه علیهاالسلام زد که محسن از او سقط شد».

عمر رضا کحاله؛ از علمای معاصر اهل سنت

عمر رضا کحاله از علمای معاصر اهل سنت، در کتاب خود بنام «اعلام النساء» با ذکر سند می‌گوید: تا آنکه ابو بکر از عده‌ای که از بیعت با او سر باز زده و تخلف کرده بودند و نزد علی بن ابی طالب علیه السلام جمع شده بودند- مانند عباس و زبیر و سعد بن عبادة- سراغ گرفت، و در خانه‌ فاطمه علیهاالسلام از بیعت با ابوبکر باز نشسته بودند. پس ابوبکر، عمر بن الخطاب را بسوی آنان فرستاد. عمر روانه منزل فاطمه علیهاالسلام شده و فریاد کشید و آنان را به خارج از خانه جهت بیعت فراخواند. آنان از بیرون آمدن خودداری کردند، در این هنگام عمر هیزم طلبیده و گفت: قسم به آن کس که جان عمر در دست اوست یا از خانه خارج می شوید و یا آنکه خانه را با اهلش به آتش می کشم. شخصی به عمر گفت: ای ابا حفض (کنیه عمر)، در این خانه فاطمه علیها السلام است! عمر گفت: اگر چه فاطمه در این خانه باشد، آن را به آتش می کشم!

یعقوبی

یعقوبی در تاریخ خود نقل می کند: زمانی که ابوبکر مریض شد، یعنی در همان مرضی که مرد، عبدالرحمن بن عوف به عیادت او رفته و از او پرسید: ای خلیفه پیامبرحالت چگونه است؟ ابوبکر گفت: همانا من بر هیچ چیز تأسف نمی خورم مگر بر سه چیز که انجام دادم و ای کاش انجام نداده بودم…اما آن سه چیز که انجام دادم و ای کاش انجام نداده بودم: ای کاش قلاده خلافت را به گردن نینداخته بودم…ای کاش خانه فاطمه را تفتیش نکرده و مورد هجوم آن عده قرار نداده بودم، اگر چه با من اعلان جنگ می کردند.

بلاذری؛ قرن سوم

احمدبن یحیی معروف به «بلاذری» در گذشته سال ۲۷۹ هجری در کتاب خود بنام «انساب الاشراف» می گوید: ابوبکر برای بیعت گرفتن از علی علیه السلام ، به دنبال وی فرستاد، پس علی علیه السلام بیعت نکرد. در این هنگام عمر با شعله‌ای‌ آتش روانه خانه علی علیه السلام شد. فاطمه علیها السلام در پشت درب با او مواجه شده و گفت: ای پسر خطاب آیا تو را در حال آتش زدن خانه ام می بینم؟ عمر گفت : آری! و آن چنان به این عمل مُصر و محکم هستم، چنانکه پدرت بر دینی که آورده بود محکم بود.

بلاذری در همان کتاب، صفحه ۵۸۷، حدیث شماره ی ۱۱۸۸ از ابن عباس روایت می کند: زمانی که علی از بیعت خودداری نمود و در خانه کناره گیری کرده بود، ابوبکر عمر را به سوی علی فرستاد و به وی دستور داد علی را با بدترین صورت نزد من حاضر کن! پس چون عمر نزد علی آمد، بین آن دو سخنانی رد و بدل شد. علی گفت: ای عمر بدوش که نیمی از آن مال توست، به خدا قسم آنچه امروز تو را چنین بر امارت و حکومت ابوبکر حریص کرده چیزی نیست جز آنکه فردا حکومت را به تو بسپارد!

ابن ابی الحدید

ابن ابی الحدید معتزلی در شرح خود می گوید: اگر گفته شود که خانه فاطمه مورد هجوم واقع شد، و صیانتش شکسته شد بخاطر حفظ نظام اسلام و بخاطر جلوگیری از تفرقه مسلمانان، چرا که مسلمانان آن زمان از دین برمی گشتند و دست از اطاعت بر می داشتند، در جواب گفته می شود که: همین کلام و جواب را بدهید آنجا که در جنگ جمل هودج عایشه مورد هتک واقع شد (چرا که عایشه بر علیه خلیفه رسمی مسلمانان قیام کرده) و هودج او مورد حمله قرار گرفت تا آنکه ریسمان اطاعت پاره نشود و اجتماع مسلمین از هم نپاشد و خون مسلمانان به هدر نرود. پس وقتی که جائز باشد حمله به خانه فاطمه بخاطر امری که هنوز واقع نشده بود، بدون شک جائز است حمله به هودج عایشه به خاطر امری که واقع شده بود.

ابن عبد ربّه

شهاب الدین احمد معروف به ابن عبد ربه اندلسی در کتاب “العقد الفرید” چنین می نویسد: علی و عباس و زبیر در خانه فاطمه نشسته بودند تا اینکه ابوبکر، عمر را فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه بیرون کند، و به او گفت اگر بیرون نیامدند با آنان نبرد کن. عمر ابن خطاب با مقداری آتش به سوی خانه فاطمه رهسپار شد تا خانه را به آتش بکشد.

در این هنگام فاطمه با او روبرو شد و گفت: ای فرزند خطاب آمده ای خانه ما را بسوزانی! عمر گفت: بلی، مگر اینکه شما نیز آن کنید که امّت کردند(بیعت با ابوبکر).

نظر آیت الله صافی گلپایگانی

اخیرا در استفتائی در مورد ایام عزاداری شهادت حضرت زهرا ‌‌سلام‌الله‌علیها‌ از آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی سئوال شده است؛ با توجه به معلوم‌ نبودن دقیق تاریخ شهادت حضرت فاطمه زهرا دختر گرامی پیامبر اسلام ‌صل‌الله‌علیه‌و‌آله‌، بهترین ایام جهت عزاداری برای آن حضرت چه روزهایی است و بهترین نوع عزاداری در این شهادت عظمی چیست؟

آیت الله صافی در پاسخ به این استفتاء اظهار داشته است که نسبت به روز شهادت حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا ‌‌سلام‌الله‌علیها‌ قول‌های مختلفی ذکر شده، لکن آنچه بیشتر مورد توجه علماء واقع شده است فاطمیه اول و فاطمیه دوّم در ماه جمادی الاول و جمادی الثانی است. شایسته است که شیعیان از روز سیزدهم جمادی الاول تا سوم جمادی الثانی سوگوار و با انجام مراسم عزاداری آن حضرت، ارادت و مودت خود را به اهل بیت اظهار و از انجام مراسمی‌ که موجب وهن مراسم شهادت آن حضرت است اجتناب کنند.

این مرجع تقلید بهترین عزاداری حضرت زهرا‌‌سلام‌الله‌علیها‌ را بیان فضائل، مناقب و مصائب آن حضرت و ذکر اخلاق و سیره عملی و دفاع ایشان از امام مظلوم حضرت امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام می داند که در همه اعصار باید برای مردم تبیین شود و می فرماید؛ ان‌شاء الله تعالی مؤمنان با تمسک به قرآن و عترت به بهترین صورت ممکن به ساحت مقدس آن بزرگوار عرض ادب و اخلاص کنند، به ویژه بانوان متدینه با حفظ حجاب و عفت و پاکدامنی، ایشان را الگوی خود قرار دهند.

حساسیت ها

گاهی اوقات اگر به احتمالات و پاسخ هایی که ممکن است پرسش های ما داشته باشند فکر کنیم و ثمره آنها را مورد ارزیابی قرار دهیم قبل از مطرح کردن آنها، از طرح این نوع پرسش ها منصرف می شویم. پرسش‌ هایی هم که درباره تعداد روزهای ایام فاطمیه و سوالاتی از این قبیل مطرح می شود، نیز جزء مواردی هستند که ثمره ای در پاسخ دادن به آنها حاصل نمی‌شود.

حال فرض بفرمایید که با دلائل متقن اثبات شود که مثلاً فلان روز، سالروز شهادت حضرت فاطمه سلام- الله علیها می باشد، باز هم خللی در حرکت های فرهنگی مراکز دینی ایجاد نمی شود، زیرا زمینه به وجود آمدن روزهایی به عنوان ایام فاطمیه، به خاطر زنده نگهداشتن فرهنگ فاطمی بوده و مجالس گوناگون مذهبی هم به فراخور امکانات و شرایط مخصوص به خود بین این دو تاریخ معتبر که از روایات صحیحه استفاده می شود؛ عده ای روزهای ابتدایی نزدیک به شهادت اول را مثلاً پنج روز یا ۱۰ روز را به برگزاری مجالس وعظ و عزاداری می پردازند و عده ای هم با توجه به شرایط خاص خود ترجیح می دهند روزهای فاطمیه دوم را انتخاب کنند و برخی هم به زنده نگهداشتن هر دو روز می پردازند.

پس کسانی که به زنده نگهداشتن ایام فاطمیه اول و دوم می پردازند چنین دغدغه ای ندارند که مثلاً ۲۰ روز برای حضرت عزاداری کنند یا کمتر یا بیشتر، بلکه هدف از تشکیل چنین مجالسی فهم و نشر فرهنگ فاطمی می باشد که این موضوع اختصاص به ایام فاطمیه اول یا دوم ندارد و ما باید به امید روزهایی تلاش کنیم که همه ایام ما «علوی»، «فاطمی»، «حسینی» شوند.

از آنجایی که مبنای عمل مسلمانان بر اساس معارف و دستورات قرآن و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و جانشینان او از خاندانش می باشد، بنابراین قول، عمل و تقریر پیامبر و اهل بیت علیهم السلام، دلیل شرعی در اثبات جواز یک عمل می باشد. به عبارت دیگر یکی از راههای اثبات جواز عمل به یک کار می تواند عمل کردن یکی از معصومین علیهم السلام به آن باشد زیرا در منابع اسلامی عمل کردن به سیره و روش معصوم که از جانب خداوند منصوب شده است حجیت دارد. به طوری که در مورد پیامبر گرامی اسلام در قرآن آمده که ایشان اسوه حسنه، برای بشریت هستند و لذا تمسک به سیره ایشان و جانشینانش روش حسن می باشد.

در کتاب ریاحین الشریعه در مورد سیره حضرت امام باقر علیه السلام آمده که هرگاه تب بر حضرت غلبه می کرد، آب سرد بر خود می ریخت، و با صدای بلند به طوری که هرکس در خانه بود، صدای آن حضرت را می‌شنید، می فرمود: یا فاطمه بنت محمد صلی الله علیه و آله.

منبع : موعود


[ 1392/12/2 ] [ 03:53 ب.ظ ] [ علی پور ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

تعداد کل صفحات : 60 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


دیروز از هرچه بود گذشتیم
امروز از هرچه بودیم
آن‌جا پشت خاكریز بودیم
و این‌جا در پناه میز
دیروز دنبال گمنامی بودیم
و امروز مواظبیم ناممان گم نشود
جبهه بوی ایمان می‌داد
و این‌جا ایمانمان بو می‌داد
الهی نصیرمان باش، تا بصیر گردیم
بصیرمان كن، تا اسیر برنگردیم
و آزادمان كن تا اسیر نگردیم

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب